X
تبلیغات
رقص عــــــــــــــــــــــــــــذرا

رقص عــــــــــــــــــــــــــــذرا
poem_flavored life
لینک دوستان

دیگرمجالی نیست

عاطفه ی انسانی

انسان را

زیر رادیکال می برد

حالا که

زاویه ها حاده شده اند

نسبت های انسانی

یادت نرود!

باید از خوبی ها فاکتور گرفت

و امروز مد شده که هر کسی

شخصیتش را

با کسری نشان می دهد

خوبی ها را بالای کسر

 و بدی ها را زیر!

و تهی را به توان می رسانند!

وسر آخر

جواب تعریف نشده است...

 

[ ] [ ] [ عــــــــــــــــــــــــذرا روحانی ]
همین امشب باید

 سیبی که در گلوت گیر کرده

فرو ببری

فردا بیاید

شاید

 بهشت را به آدم و حوایی دیگر بدهند

 

 

انسان باید در طول زندگی هر روز کمی موسیقی گوش دهد، کمی شعر بخواند و روزی یک تصویر زیبا ببیند تا علایق دنیوی نتواند حس زیبا شناسی را،که خداوند در روح او قرار داده است را نابود کند. گوته 

 

 

[ ] [ ] [ عــــــــــــــــــــــــذرا روحانی ]
کسی نبود

که دست هام را بگیرد

 انگشتانم را بیرون بکشد از زیر سیگاری

و من آنقدر  

دستم را از سیگار کشیده ام

انگشت هایم سوخته اند

 

 

[ ] [ ] [ عــــــــــــــــــــــــذرا روحانی ]
می دوم به سمت تو

باد

روسری ام را برمی دارد

درختی

آنرا سر میکند

پلک می گشاید

و لب هایش شکوفه می دهد


می دود به سمت تو

باد

دو تارمو از سرش می کند

و در کوچه جا می گذارد

درخت پلک می بندد و باد تمام می شود


می وزم به سمت تو

دختری

در کوچه دو تار مو بدست گرفته

دنبال روسری اش می گردد


مانده ام بی حرکت

پلک می گشایم

و شکوفه هایم را

به روسری اش می بخشم.


[ ] [ ] [ عــــــــــــــــــــــــذرا روحانی ]
شاعر باید قدرت نقد اثر خود را داشته باشد


اردبیل_ فردین اکبری_ روزنامه ی همشهری:

چه چیز باعث شد که به شعر رو آورید؟

من شعر را انتخاب نکردم. یعنی اینطور نبود که چند تا انتخاب داشته باشم و شعر را از میان آن ها انتخاب کنم. تا جایی که یادم می آید از بچگی شعر می نوشتم.


شعر به شاعر الهام می شود؟

بله می شود. اما شاعر نباید منتظر بماند تا شعر به او الهام شود. شاعر باید خودش این منبع را کشف کند و هر لحظه به آن وصل باشد. اگر به فرض الهام را منبع نوری تصور کنیم نباید شاعر در سایه بنشیند و منتظر باشد تا نور به او برسد. به بیان دیگر شاعر باید چنان با اشیا و محیط اطرافش رفیق باشد که بتواند در روزمره ترین کارهایش هم از آنها الهام بگیرد


چقدر از تجربه ی شاعران قبل از خودت بهره می بری؟

زیاد به تجربه های دیگران کاری ندارم. من راه خودم را پیدا کرده ام زمین خورده ام و بلند شده ام و تقریبن هر قالب و سبک یا واژه ای که دم دستم بوده است را استفاده و تجربه کرده ام شعر شاعران معاصر را می خوانم و کارهایشان را دوست دارم. استفاده از تجربیات پیشکسوتان شاعران را یاری می کند که زودتر به هدف خود برسند به شرطی که از بت سازی از شخصیت های هنری اجتناب شود.


روزانه چند ساعت زمان برای شعر اختصاص می دهید؟

همه ی سعی من بر این است که شعر در متن زندگی ام باشد و در حاشیه قرار نگیرد.ساعت مشخصی برای شعر نوشتن ندارم.هر فرصتی که گیر م یآورم می نویسم و کتاب می خوانم. گاهی پیش می آید که در خیابان شعری به ذهنم می آید .تلفن همراهم را در می آورم شعر را با صدای بلند می خوانم و ضبطش می کنم تا بعد روی کاغذ بیاورم و روی آن کار کنم. شعر یکی از دغدغه های اصلی زندگی ام است.


علاوه بر شعر در زمینه های دیگر هنری هم فعالیت دارید؟

به صورت حرفه ای و جدی فعالیت نداشته ام. البته درباره ی آینده حرف نمی زنم شاید در آینده هنرهای دیگر را هم تجربه کنم. کسی از آینده خبر ندارد ممکن است هر اتفاقی بیفتد.


یکی از شعرهای کوتاهتان را برایمان بخوانید.

پر از هواست

سرش را به باد خواهد داد

بادکنک.


دانستن نظریه های ادبی چقدر می تواند مفید باشد؟

نظریه های ادبی در پیشرفت و گسترش افق دید هنرمند تاثیر بسیار مفیدی دارد. اما از روی نظریه شعر نوشتن باعث مصنوعی شدن شعر می شود هم چنین اصرار در استفاده از تکنیک های شعری دست و پای شاعر را می بندند. ما باید تئوری ها را فرا بگیریم برای زمانی که شعر سراغ ما می آید.


حضور در کارگاه های شعر چقدر می تواند مفید باشد؟

تاثیر که دارد اما مقطی است و بیشتر برای شاعران تازه کار و آنهایی هنوز زبان و راه خود را پیدا نکرده اند موثر است و پس از آن همه چیز عادی میشود.


چقدر روی شعری که می نویسید کار می کنید؟

سعی می کنم زیاد کار کنم. اما گاهی پیش می آید که به همان نگارش اول اکتفا کنم. شاعر مانند سفالگری ماهر برای آنچه که می سازد  وقت می گذارد تا اثری زیبا و ظریف خلق کند. شاعر باید قدرت آن را داشته باشد که اثر خود را نقد کند زیرا تجزیه و تحلیلی که شاعر از کار خودش می کند بیش از هر چیزی به دردش می خورد.


آیا سبک و محتوا پیوستگی دارند و میزان اهمیت آنها با هم فرق دارد؟

سبک می تواند فردی و مختص خود شاعر باشد یا اینکه به سبک شاعر دیگری شعر بگوید.وقتی پای سنجش هنری پیش می آید شعری ماندگارتر و موفق تر است که حرفی برای گفتن داشته باشد.

به عقیده ی من هر دو مهم هستند به شرطی که محتوا فدای سبک نشود و سبک شعر باعث نشود که شاعر از سیلان خلق و آفرینش اثر بماند و منحرف شود. شاملو می گوید" من سبک را در معنای کهنش نالازم می دانم"

به نظر من اگر به سبک اهمیت بیشتری بدهیم همین اتفاقی می افتد که الان در جامعه افتاده و به جز چند چهره ی مشخص و کم تر متاسفانه بقیه دنباله رو و سرگردان هستند یعنی آدم مرتب نسخه ی بدل می خواند.


چقدر در فکر چاپ اشعارتان به صورت کتاب هستید؟

برای چاپ کتاب دودل هستم. از طرفی دلم نمی خواهد چند سال بهد از چاپ کتابم پشیمان شوم یا خجالت بکشم که این شعرها را من نوشته ام. از طرف دیگر بعضی از شعر هایم که هم اکنون ظرفیت چاپ شدن را  دارند دوست دارم در 20 سالگی ام چاپ شوند تا اینکه در 30 سالگی.



[ ] [ ] [ عــــــــــــــــــــــــذرا روحانی ]
 

 

۱

فصل اول: بندها

فصل دوم: عروسک خیمه شب بازی

فصل سوم: عنکبوت هرزه

 

۲

برای رسیدن به پری دریایی

بس که پا قرض گرفت

شد هشت پا

 

۳

دستانت را

روی برگ توت بگیر

تــــــــــــــــا

کرم های ابریشم برایت دستکش ببافند

 

۴

نمی دانم کجاست

و مشغول چه کاری است...

مدتی ست

از خدا بی خبرم!

 

۵

باران که بیاید

جریان می یابد

در آوندهای نگاهت

قطره های دوستت دارم

 

 از لباس کهنه ات خجالت نکش از افکار کهنه ات شرمنده باش . . . (انیشتین)

سال نو سال ۱۳۹۲ بر دوستان عزیز  و خواننده های صفحه ی بلاگم مبارک.امیدوارم سال خو.بی داشته باشید

 

[ ] [ ] [ عــــــــــــــــــــــــذرا روحانی ]
شهرداد روحانی (نام اصلی: شهداد روحانی) ( زاده ۶ خرداد ۱۳۳۳ در تهران) آهنگساز، ویولنیست، پیانیست، و رهبر ارکستر ایرانی است.

سبک وی معاصر، و تا حدی در مقایسه با استادان خود نظیر انوشیروان روحانی و استاد جواد معروفی، موسیقی عصر نو به‌شمار می‌رود. شهرت روحانی بیشتر به دلیل تنظیم و رهبری ارکستر کنسرت یانی است که به همراه ارکستر سلطنتی فیلارمونیک (به انگلیسی: Royal Philharmonic Orchestra) در فضای باز در پارتنون واقع در آتن پایتخت یونان انجام شد. این کنسرت تحسین و نقد بینندگان را در پی داشت که به پربیننده‌ترین برنامه پخش شده از تلویزیون در آمریکا، و دومین موزیک ویدئوی پرفروش در تاریخ جهان پس از موزیک ویدیوی «تریلر مایکل جکسون» تبدیل گردید.
 
شهداد روحانی تاکنون نه تنها قطعات مختلفی را در سبک‌های متفاوت ساخته، بلکه جوائز زیادی را نیز دریافت نموده است. وی همچنین از دانش آموختگان هنرستان هنرهای زیبا (کنسرواتوار) وین در اتریش است که جوائز و بورسیه‌های تحصیلی مختلفی، هم در اروپا و هم در آمریکا نظیر A.K.M Scholarship در وین پایتخت اتریش، و ASCAP Scholarship در لس آنجلس در ایالت کالیفرنیای آمریکا را دریافت کرده است.

آقای روحانی، رئیس و رهبر ارکستر سمفونی COTA لس آنجلس بوده است. علاوه بر آن، ایشان رهبری بسیاری از ارکسترهای سمفونی معتبر را به طور مهمان بر عهده داشته که از آن جمله می‌توان ارکستر سلطنتی فیلارمونیک لندن، ارکستر سمفونی مینسوتا، سمفونی کلرادو، سمفونی سن دیگو، سمفونی ایندیاناپولیس، سمفونی نیوجرسی، سمفونی فیلارمونیک زاگرب، سمفونی جوانان آمریکا، و غیره را نام برد.
 
روحانی در سال ۱۹۹۸ توسط دولت تایلند برای ساخت قطعه موسیقی مراسم افتتاحیه و اختتاميه سیزدهمین دوره بازی‌های آسیایی دعوت شد. این قطعه به عنوان محبوب‌ترین آهنگ این بازی‌ها انتخاب شد.
 
آقای روحانی CDهای کلاسیک متعددی نظیر موسیقی باله چایکوفسکی، با همکاری سمفونی رادیو اسلواک برای دیسکاور کخ اینترنشنال (به انگلیسی: Discover/Koch International ) تهیه نموده است.
 
روحانی در سال ۱۹۹۹ جایزه پیکانس تایلند، که معتبرترین جایزه موسیقی و هنری این کشور است را از آن خود کرد. وی در زمینه ساخت و تنظیم موسیقی فیلم نیز فعال است.

 

 دانلود آهنگ رقص عذرا با فرمت mp4

دانلود آهنگ رقص عذرا

حجم ۵ مگابایت
فرمت mp3

منبع توضیحات: ویکی پدیا فارسی

[ ] [ ] [ عــــــــــــــــــــــــذرا روحانی ]
گم کرده ام تو را

توی مدادرنگی های کودکی ام

سرم را می تراشم

کوتاه ترین مدادرنگی جامدادی ام می شوم

کوتاه      

 آنقدر که دست های آبی ام از

 بارانی سفیدت

اما

هر چه فکر می کنم

یادم نمی آید

چقدر بی رنگ

از نقاشی ام رفتی....

 

ترجمه ی همین شعر به ترکی از Mehdi Erdoğan

 

Itirmişəm səni
Uşaqlıq reəh midadlarımın içindən
Başımı yonturam
Çantamın ən qısa midadi oluram
Qısa
O qədeər qısa kı mavi əllərim
Çatmır ağ yağmurluğuna
Ancaq
Hər nə qədərr fikirləşirəm
yadıma gəlmir
nə qədər rəhsiz!
Rəsimlərimdən getdin…
(ozra roohani)

 

 

[ ] [ ] [ عــــــــــــــــــــــــذرا روحانی ]
داشتم گريه مي كردم

 دلت گرفت

 گفتي

 هرچه من بگويم...

 لبخند زدم

 به بركه هايي كه توي ذهنم خالي شده از تمساح

 گريه كيلويي چنده؟؟!

 من فقط

 تمام تمساح هاي جهان را در چشم هايم پنهان كرده ام

 ميخواهم تو را

 كمي گول بزنم

 كمي عاشق تر كنم!

[ ] [ ] [ عــــــــــــــــــــــــذرا روحانی ]
بن بست اول:

از امروز به بعد محکم به یادداشت های روزانه چسبیدن! مرتب نوشتن! تسلیم نشدن! حتی اگر نجاتی هم در راه نباشد ؛می خواهم هر لحظه شایستگی اش را داشته باشم   کافکا

بن بست دوم:

باید در درون تاریکی نوشت؛ مثل نوشتن در تونل   کافکا

بن بست سوم:

باید زیاد تنها باشم آنچه بدست آورده ام فقط ثمره ی تنهایی است    کافکا

بن بست چارم:

همه ی زندگی ام شده شعر...هیچ چیز به اندازه ی شعر اعصابم را آرام نمی کند؛ شعر چیزی که علاقه ام روز به روز نسبت به آن بیشتر می شود

بن بست پنجم:

از نیمه کاره های تمام شده:

 با صدای جیغ آخرین دستگاه

متولد شده ام

در همین کارخانه ی اسلحه سازی که محلش سری ست

و دستی مرا جاسازی کرده توی قنداق تفنگ

آینه ای روی دهانم گرفتند

فوت کردی

دودی که از لوله ی تفنگ بلند شد

و ایستاد

و کشیده شد ماشه ای سمت جنازه!

و نشست بر ماشه ی گرمی روی منقل تریاک

با جیغ مادرم

پدرم بر لب کشید آتش را

من شک داشتم زنده به دنیا بیایم

پدرم شک داشت وکیل شوم

مادرم می دانست

اگر سومین ماه سال را

در گلوله ی هفتم ضرب کند

۲۱ سال قلبم نخواهد زد!

بن بست ششم:

باز از نیمه کاره های تمام شده:

یادت باشد

به هر که فکر کنی؛ به تو فکر می کند

اسب بادی

روی دست هایم علف خورد

گفتی

خانه ی ویرانی که شبیه توست

با یک باد آوار می شود

سدی شدم بر تمام بادهای جهان

و باور کن

که دست هایم را بستم  به درختی  که اسب بادی رم نکند

و فکر کردم

ریشه های این خانه ی درختی

نیاز به آب داشته باشد

مادرم گفت:

دریا جای دوری نمی تواند رفته باشد

دریا را

توی چشمانم قایم کردم!

 

یادت باشد

به هر که فکر کنی؛ به تو فکر می کند

از انگشت های ایکیوسان کشیده شدم

از خیابانی که گفته ام  کوچه هایش به احترام تو سکوت کنند

و دردی که جای سم اسب روی انگشت هایم بود

کشیده  شدم به لحظه ای که  یادم نمی آید

دیگر چه گفتی

لعنتی!  

بن بست هفتم:

از یك نقطه مشخص،  دیگر راهی برای بازگشت وجود ندارد؛  به این نقطه ی مشخص می توان دست یافت   كافكا

[ ] [ ] [ عــــــــــــــــــــــــذرا روحانی ]
درباره وبلاگ

همین امشب باید
سیبی که در گلوت گیر گرده فرو ببری
فردا بیاید
شاید
بهشت را به آدم و حوایی دیگر بدهند

سیده عذرا روحانی
امکانات وب